مهديارمهديار، تا این لحظه: 14 سال و 11 روز سن داره

مهدیار نفسمونه

مهدیار و رتبه هفتم مسابقه

    برای مهدیار خان خودما ن   امیدوارم تو مسابقه زندگی برنده باشی نفسم.   و ما امروز فهمیدیم کیا چقدر تو رو می خوان   فهمیدیم چقدر واسه بقیه مهم بودی عزیزم   خیلی دوست داشتیم عکست تو مجله شهرزاد چاپ بشه ولی خوب نشد دیگه.   و ما با تمام وجودمان ممنونیم :   از هر دو باباجون   از هر دو مامان جون   از عمه اعظم و عمه نصرت و عمو رضا   از دایی امید و دایی امین و دایی حسین و علی الخصوص دایی محمد که با اون دوستای کوچولوش واسه تو خیلی تلاش کرد.   از آجی ...
20 مرداد 1392

مشهد الرضا

خاکِ پاکِ حَرَمَت سُرمِه چِشمانِ ما   براي مشهدي مهديارم   پسر گلم به لطف خدا و دعوت خود آقا امام رضا امسال توفيق پيدا کرديم بريم پابوسيش...   يه روز که داشتيم از خونه مامان جون برمي گشتيم خونه به در مغازه عمو سيد يه برگه زده بودن که توش نوشته بودن قراره واسه نيمه شعبان يه تور زيارتي سياحتي از اينجا بره سمت جمکران و بعد هم مشهد.   من و بابايي تصميم گرفتيم به همراه شما بريم پابوسي آقا .ولي بابايي دو دل بود اونم به خاطر تو .همش ميترسيد تو اذيت بشي و مسافرت رو خراب کني.به هر دري زد که شخصي بره ولي نشد.قسمت شد با همين تور راهي حرم آقا بشيم.3 تير 92 شنبه شب ساعت 11 حرکت کرديم سمت مشهدالرضا...   قرا...
19 مرداد 1392

مهدیار در مسابقه

برای پسرم آقا مهدیار مدیریت محترم نی نی وبلاگ یه مسابقه جالب واسه همه ی نی نی ها گذاشته که قرار شده این مسابقه بین نی نی های شکمو برگزار بشه. ماهم عکس تو رو فرستادیم تو این مدت خیلی تلاش کردم که عکست رو بذارم ولی نشد تا امروز که بلاخره اومدیم کافی نت عمو احمد و اگه خدا بخواهد داره میشه دیگه... ٢٣ خرداد تولد دایی امید بود .هرکی داشت یه کاری می کرد که یهو خاله مریم با جیغش ما رو متوجه خودش کرد و با خنده این عکس رو ازت گرفت درسته خوب نشد ولی چند روز بعد که دیدم نی نی وبلاگ مسابقه گذاشته دیدم همین عکس بهترین عکسیه که میشه گذاشت. امیدوارم اول بشی عزیزم.نشدی هم مهم نیست مهم اینه که تو هم بودی مثله همه دوست دارم بهترینم... ...
1 مرداد 1392
1